|
سایت مهندسی زندگی
هر روز بهنر از دیروز
درباره سایت ![]() هدف از ایجاد این سایت ارایه مطالبی در قالب هفت بخش اصلی می باشد که عبارتند از : عمران ، شهرسازی ، معماری ، ایمنی ، علمی ، فرهنگ و هنر و در نهایت بنیاد مهر . چهار موضوع اول خود گویا هستند بخش علمی مربوط به مطالب علمی جالب و ترجیحا جدید است كه در چهار رشته قبلی نمی گنجد. بخش فرهنگ و هنر را نیز به ادبیات و مطالب هنری اختصاص داده ایم . در بخش بنیاد مهر یكسری فعالیت های حمایتی و عام المنفعه در نظر گرفته ایم . مدیران سایت: روح ا... رازقی بهروز فرخنده مهر موضوعات مطالب گذشته آرشیو سایت نویسندگان پیوندها صفحات جانبی آمار سایت
سلام حلول ماه مبارک رجب را خدمت دوستان تبریک عرض می نمایم . در مورد اهمیت و فضیلت های این ماه در کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان توضیحات فراوانی ذکر گردیده که پیشنهاد می نمایم مطالعه گردد . با بررسی سطحی دعای این ماه به نکات ذیل رسیدم که ذکر آنها خالی از فایده نخواهد بود: 1- خداوند عالمیان در بخشش نعماتش به هیچ وجه بخیل نیست . 2- با عنایت به متن دعا خالق یکتا ، هم به فردی که رفع نیازهایش را از او میخواهد فیض میرساند و هم او که خواسته هایش را عنوان نمی کند و حتی شخصی که او را نمی شناسد و ... 3 - خیر دنیا و آخرت با کلمه جمیع آمده شاید به این معنی باشد که خوبی های دنیا و آخرت متنوع و گوناگون می باشند . 4 - شر و بدی دنیا با کلمه جمیع آمده ولی شر آخرت اینگونه نیست شاید در آخرت برای افراد گنه کار صرفا یک مسیر وجود دارد.
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ اى كه براى هر خیرى به او امید دارم * و از خشمش در هر شرى ایمنى جویم یا مَنْ یُعْطِى الْكَثیرَ بِالْقَلیلِ اى كه مى دهد (عطاى) بسیار در برابر (طاعت) اندك یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً اى كه عطاكنى به كسى كه ازتونخواهدونه تو رابشناسدازروى نعمت بخشى ومهرورزى اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَة عطا كن بمن به خاطر درخواستى كه ازتوكردم همه خوبى دنیاوهمه خوبى وخیرآخرت را وَ اصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاكَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنیا و شر آخرت را فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ یا كَریمُ زیرا آنچه تو دهى چیزى كم ندارد (یا كم نیاید) و بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَ الْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ
اى صاحب نعمت و جود ، اى صاحب بخشش و عطا ، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، برچسب ها : این الرجبیون؟، دعای ماه رجب، از باغ میبرند ، چراغانیات کنند تا کاج جشنهای زمستانیات کنندپوشاندهاند “صبح” تو را “ابرهای تار“تنها به این بهانه که بارانیات کنندیوسف به این رها شدن از چاه دل مبنداین بار میبرند که زندانیات کنندای گل ، گمان مبر به شب جشن میرویشاید به خاکِ مردهای ارزانیات کنندیک نقطه بیش فرق “رحیم” و “رجیم” نیستاز نقطهای بترس که شیطانیات کنندآب طلب نکرده همیشه مراد نیستگاهی بهانه است که قربانیات کنندشعر: فاضل نظرینوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، برچسب ها : یوسف، آخر دنیا، یکشنبه شب بود . حدود ساعت 9 . یکی از دوستان طی تماس تلفنی گفتند : خودت رو آماده کن پس فردا بری مشهد ، پابوس امام رضا (ع) . نفسم در سینه حبس شد . کم مونده بود قلبم از تپش بایسته ... سه شنبه 26 / 02 / 91 . پس از سه ساعت تاخیر عازم شدیم . با یک هواپیمای عهد قجر . السلام علیک یا امام رئوف . فرصت زیادی برای زیارت نداشتم . اما همون مختصر زمان را هم به گونه ای برنامه ریزی کردم که یا در جوار حرم باشم ، یا در صحن جامع رضوی - مقابل پنجره فولاد - کنار سقاخانه موسوم به اسماعیل طلایی . محلی که به قول یکی از دوستان قطعه ای از بهشت خداوندی است. خالق لایزال را به ضامن آهو قسم ها دادم برای عاقبت به خیری همگان . آمرزش رفتگان ،شفای مریضان . ادای قرض بدهکاران ... و برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج).
در بند هواییم، یا ضامن آهو !
از گوهر پاکیم، از کوثر صافیم
شعر: سهیل محمودی با اندکی تلخیص نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، برچسب ها : امام رضا، ضامن آهو، - (حدود چهارده سالگی) زمان هایی که کار داشتیم ، وضع مان خوب بود. اما اوقاتی هم فرا می رسید که بیکار بودیم . شب ها که همه می خوابیدند ، با برادرم توی کوچه های بیروت راه می افتادیم و از پشت هشتی درب خانه ها ، نان خشک جمع می کردیم . نان ها را به خانه می آوردیم و می شستیم و روی پارچه ای پهن می کردیم تا آبش گرفته شود . بعد نان ها را به جای غذا می خوردیم . - (در آن اوضاع و احوال وانفسا) من و برادرم فکر می کردیم مادر غصه بی پولی و گرسنگی ما رو می خورند اما ایشان می گفتند : من نگران تحصیل شما هستم . درست است که خواندن و نوشتن و کمی حساب از من یاد می گیرید ولی تحصیلات کلاسی ، چیز دیگری است . تحصیل برای شما واجب است ، ولی من متاسفانه پولی ندارم که شما را به مدرسه بگذارم و شهریه شما را بدهم . شما دارید کم کم بزرگ می شوید ، می ترسم زمان بگذرد و شما فرصتی نداشته باشید که به مدرسه بروید . - دنبال رشته ای می گشتم که کمی آدم را اذیت کند به همین دلیل رشته ریاضیات عمومی را شروع کردم. بعد از دو سال به سراغ ریاضیات محض رفتم ... این کنجکاوی باعث شد به طرف نجوم روی بیاورم تا ستاره شناس شدم . - به فکر افتادم از رشته مهندسی برق که شاخه جدیدی بود و به تازگی در دانشگاه های فرانسه راه افتاده بود و رشد کرده بود آگاه شوم . بعد از دوسال از رشته ی مهندسی برق فارغ التحصیل شدم . - برای اینکه گرسنگی نکشیم رفتم و نقشه کامل پاریس را گرفتم تا بتوانم راننده تاکسی بشوم و مخارج خانواده را بدهم. - در دانشگاه شیکاگو مشغول تجربه نظریه خود در مورد عبور نور از مجاورت ماده شدم . روز اول در کشوی میز آزمایشگاه یک دسته چک پیدا کردم که تمام برگه های آن امضاء شده بود و دانشگاه آن را جهت تهیه بدون معطلی تجهیزات مورد نیاز در نظر گرفته بود . در روند آزمایشات به فلزی با چگالی زیاد مثل شمش طلا با عیار بالا نیاز پیدا کردم که در کوتاهترین زمان در اختیار من قرار دادند . پس از انجام آزمایش شمش خرد شده و تکه تکه شده را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم داخل یک جعبه نزد خانم تلفنچی بردم به ایشان گفتم بسیار نگران هستم زیرا این شمش دیگر آن شمش اولی نیست . آن را بریده ام ، سوهان زده ام و طبیعتا مقداری از طلا ها دور ریخته شده است . خانم تلفنچی به من گفت : اصلا مهم نیست . نتایج آزمایش شما برای ما مهم است . - علت ترقی کشورهای توسعه یافته ، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس . یعنی کافی است شما در یک مرکز آموزشی ، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید ، دیگر فرقی نمی کند که تلفنچی باشید یا استاد مجموعه ، آن مراکز در کشورهای پیشرفته دارای احترام هستند و این امر نتیجه ای جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت . - انیشتن با چشمانی پر از محبت و با کمال فروتنی و صدایی فراموش نشدنی و با خونسردی بسیار گفت : اینجا شما پروفسور حسابی هستید و من شاگرد شما هستم . درست متوجه شده اید . جملات بالا گزیده ای از زندگی نامه پروفسور سید محمود حسابی ، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران ، برگرفته از کتاب وزین " استاد عشق " منتشر شده توسط سازمان چاپ و انتشارات می باشد . زندگی پر فراز و نشیب بزرگ مردی که تاثیر بالقوه سعی و تلاش را بالفعل نمود تا به همگان بگوید در دنیا هیچ بن بستی وجود ندارد . به نظر من علاوه بر کنجکاوی علمی و روحیه سیری ناپذیر استاد ، دو نکته بارز یا به عبارتی بهتر دو ستاره درخشان در رشد علمی ایشان تاثیرات غیر قابل انکاری داشته اند : مادر استاد و شخصی به نام حاج علی. به تمامی دوستان تهیه و مطالعه کتاب " استاد عشق " را توصیه می نمایم./// نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، برچسب ها : استاد عشق، پروفسور حسابی، علمی، سلام نمیدونم از کی و کجا بود که یاد گرفتیم هر چیزی رو اندازه کنیم و اینگونه اونها رو با هم مقایسه نمائیم . اما خیلی چیزها هستند که قدر و اندازه ندارند مثلا آیا تا به حال از خودتون پرسیده اید ارزش یه روز زندگی چقدره؟ قیمت یه روز زیبای بارونی چطور ؟ به نظر شما یه بعد از ظهر دلنشین آفتابی رو چند میشه خرید؟ اگه به هر دلیلی از بو کردن گل بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری محروم شده باشید چه کار می کنید ؟ چهره تمام رخ ، ماهِ شبِ چهارده چند میرزه؟
آیا تا حالا شده به خاطر اینکه زیر یه درخت بنشینید و به آواز بلبل وحشی گوش کنید پولی پرداخت کرده باشید ؟ خداوند عالمیان نعمت های زیادی به ما داده که از حد و حصر خارجه . نه قابل شمارشه و نه قابل اندازه گیری . به نظرتون کانون گرم خانوادگی چند میرزه ؟ فکر کنم ارزشش رو افرادی بدانند که مع العصف ، به هر دلیلی از داشتنش محروم هستند . داشتن یک ایدئولوژی خوب و درست تو زندگی را میشه گنج بی پایان دانست زیرا انسان ها با طرز فکرشون زنده هستند ، نه با هیچ چیز دیگه. به نظر شما ارزش به دنیا آمدن در یک محیط مذهبی ، قائم به دین الهی چقدر میتونه باشه ؟
الشکر و الحمد کله لله رب العالمین نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، برچسب ها : |
||